یکبار فقط


دوستان این مطلب از یکی از لینک دوستان است به اسم نسرین اینم آدرسش است

http://www.ajix.blogfa.com/ البته به گفته نسرین جون حرف دل حسین یکی از نویسندگان وبلاک است من که خیلی خوشم اومد مرسی نسرین جونم و آقا حسین

اره آدم میشه چندین و چن بار عاشق بشه

اما اینم نباید فراموش کرد

هیچ چیزی مثل اولیش خوب تو ذهن آدم باقی نمیمونه وهک نمیشه

پس............

بذار قشنگی اون عشق تو ذهنت هک بشه که در اون صورت برنده همیشگی بازی عشق

و در غیر اون صورت اثر زشت هک شدنش همیشه همراهته

خداااااا

دوستان حیفم اومد این مطلب رو نذارم خیلی قشنگ است مرسی دوست عزیز آقا مهدی

هنوز به دیدار خدا می روند ... خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!
خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ،خدا در دستان مردی است که نابینایی رااز خیابان رد می کتد ،
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،
خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!
خدا کنار کودکی است که می خواهداز فروشگاه شکلات بدزد !!
خدا کنارساعت کوک شده ی توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!
از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی ، از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!
خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی ؟
خدا همین جاست ، نه فقط در عربستان!
خدا زبان مادری تو را می فهمد ، نه فقط عربی را !..........

خدایا دوستت دارم...!

درد عشق


درد دارد !
وقــتـی می رود ..
و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت …

و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت کــنی
که هــرشـب
بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می کـــرد !!



یکی بود …

یکی نبود …

بدجوری هم نبود…


دوست داشتن

SAMSUNG CSC

 

گاهی سخت می شود …
دوستش داری و نمی داند
دوستش داری و نمی خواهد
دوستش داری و نمی آید
دوستش داری و سهم تو از بودنش
فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت
دوستش داری و سهم تو
از این همه ، تنهایی است

فک و فامیله داریم؟

وقت خواب :
بابام : گوشیرو کجا گذاشتی ؟
مامانم : بالا سرت !
بابام : چرا بالا سر خودت نذاشتی ؟
مامانم : چونکه سرطانزاست . . . !
یعنی عشق میچکه ها !
فک و فامیله داریم ؟

به بابام میگم میخوام برم سمت گیاهخواری ! نظرت چیه ؟!
بابام : آفرین پسرم خیلی هم خوبه مگه تو چیت از بـُز کمتره !!
فک و فامیله داریم ؟

مامانم به داداشم گفت برو خیارو گوجه و بادمجون بگیر .
داداشم رفت و اومد جای بادمجون پنیر گرفت .
مامانم گفت : چرا پنیر گرفتی ؟
داداشم : قلم سوم یادم رفت ، گفتم چون کنار خیار و گوجه همیشه پنیر میخوریم شاید پنیر باشه !
حالا مامانم بدتر از داداشم : کاش حدأقل یاد سالاد میافتادی کاهو میگرفتی
فک و فامیله داریم ؟

بابام یه مرغ مینا خریده ، نره ، بهش میگه مرغ سینا
فک و فامیله داریم ؟

یکی از فامیلامون ( دختر ) یک سال مالزی بود ، بعد دو سال رفت کانادا ، تنهام زندگی میکنه . واسه تعطیلات برگشته ایران . خواست بره کیش با دوستش ، باباش اجازه نداد ! گفت نمیذارم تنها بری مسافرت !
فک و فامیله داریم ؟

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده
۱ دقیقه بعد مامانم : لپتاپت سوخته ؟
من : نه
۳ دقیقه بعد بابام : اینترنتت شارژش تموم شد ؟
من : نه
اندکی بعد بابام : چی شده حالت خوب نیست ؟
من : نه چطور ؟
یه ذره بعد مامانم : تو چته ؟ چرا سرت تو لپتاپ نیست ؟
من : خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم !
بابام : مطمئنی طوری نشده ؟
مامانم : خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه ؟
هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم
فک و فامیله داریم ؟

بابام دوآتیشه طرفداره آلمانه . منم اسپانیا . داداشم ایتالیا . این وسط مامانم میگه ” منم طرفداره فرانسه هستم ! ” میگم ” از بازی کدوم بازیکنش خوشت میاد ؟! میگه ” بازیکناشو خوب نمی شناسم ! اما ظرفو ظروفشو خوب می شناسم !
فک و فامیله داریم ؟

خاطرات عموی مادرم :
یه یاکریم توی بالکن خونمون تخم گذاشته بود یه بار که رفته بود غذا بخوره تخمشو برداشتم جاش تخم مرغ گذاشتم وقتی زن و شوهره برگشتن شوهره گیر داد به خانومش که تو به من خیانت کردی و چپ و راستش کرد و بعد ترکش کرد !
آره پسرم همیشه یادت باشه وقتی زن گرفتی خیانت نکنی چون ممکنه یه زندگی از هم بپاچه !
فک و فامیله داریم ؟

امروز از برنامه Google Earth پشت بوم خونمون رو پیدا کردم ! نشون مامانم دادم !
حالا یه نقطه سیاه پیدا کرده کف میزنه و با کلی ذوق و شوق میگه این منم دارم لباس پهن میکنم !
حالا بابام اومده مامانم بهش گفت !
لامصب بابام اومده میزنه پس گردنم میگه چرا عکس مامانتو میذاری تو اینترنت !
فک و فامیله داریم ؟

بابام میگه مربی اسپانیا چرا از مسی استفاده نمیکنه ؟!؟!
فک و فامیله داریم ؟

مامانم اومده میگه سرویس بهداشتی رو الان جرم گیری کردم و برقش انداختم ، ببینم یه نفر رفته دسشویی قلم پاشو میشکنم !!
فک و فامیله داریم ؟

سره سفره نشستم دارم با اشتها غذامو کوفت میکنم !
مامانم: اه اه اه ! کمتر بخور خوب ا! شیکمت تا وسط سفره اومده ! چاق شدی ! از ریخت و قیافه افتادی ! داری میترکی ! شیکمو ! خیکی ! خپل ! چاقالو!
مامانم چنان فاز منفی داد از فرداش به مدت سه ماه با رنج و مشقت فراوان رژیم گرفتم ، شام نخوردم ، هزار نوع قرص خوردم ، ورزش کردم دهنم صاف شد وزن کم کردم !
امشب سره سفره در حالی که دارم یه سالاد همراه با ماست کم چرب زهره مار میکنم مامانم یه زره نگام کرده میگه :
- ایمااااااااان! خوب یه لقمه غذا بخور نمیمیری که ! نگاه کن ! چقد لاغر شدی ! ضعیف شدی ! صورتت استخونی شده ! از ریخت و قیافه افتادی !
عین این معتادا لاغر مردنی شدنی ! دقیقا مثل این عملیا ! قرصی ! آمپولی ! نی قلیون ! نشکنی ؟!!! اه اه اه اه !
فک و فامیله داریم ؟

فامیلمون زنگ زده میگه میخوام برنامه ورد و پاور پوینت رو نصب کنم ، کدوم دکمه رو بزنم !
فک و فامیله داریم ؟

ماه رمضان

سلام

ماه ضیافت الهی مبارک

این دهان بستی دهانی باز شد / کو خورنده‌ی لقمه های راز شد

لب فـروبند از طعام و از شراب / سوی خـوان آسمانی کن شتاب . . .

 

من هم سر سفره های افطار دعا کنید.

مرسی دوستان عزیز

نفس من,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

هوای من است...

دنیای من است.....

عشق من است...

زندگی من است...

قرار من است.....

نفس من نفس من است....

نفسی عمیق میکشم

به عمق عشق من به نفسم....

نفسم را در سینه حبس میکنم و دیگر...

بازدمی در کار نیست...

حتی اگر به قیمت مردنم تمام شود...

من با نفسم زندگی میکنم

و    و   و   و  

بدون او یعنی     مرگ

یادمان باشد


یادمان باشد وقتی کسی را وابسته خودمان کردیم

وقتی از صمیم قلب صادقانه دوستمان دارد

در برابرش مسئولیم

در برابر اشکهایش

شکستن غرورش

لحظه های شکستنش

در تنهایی

و لحظه های بی قراریش

و اگر یادمان برود........


گفتگوی عاشقان

گفتم نرو پرپر میشم

گفتی: میخوام رها باشم

گفتم: آخه عاشق شدم

گفتی:میخوام تنها باشم

گفتم: دلم

گفتی: بسوز

گفتی: یه عمری باز هنوز

گفتم: پس عمرم چی میشه

گفتی: هدر شد شب و روز 

گفتم: آخه داغون میشم

گفتی: به من خوش میگذره

گفتم: بیا چشمام تویی

گفتی: آخر کی میخره

گفتم: منو جنس میبینی؟

گفتی: آره بی قیمتی

گفتم: یه روز کسی بودم

با من نکن بی حرمتی

گفتم: صدام میمیره باز 

گفتی: با درد بسوز بساز

گفتم : حالا که پیر شدم

گفتی: که از تو سیر شدم

گفتم: تمنا میکنم

گفتی: میخوام خردت کنم 

گفتم: بیا بشکن تنو

گفتی: فراموش کن منو

جداییییییییی

این مطلب را هم باتشکر از مهدی عزیز

با بودن تو حال من اصلا خراب نیست
می خواهمت و بهتر از این انتخاب نیست

احساس می کنم که خدا قول داده است
دیگر در این جهان خبری از عذاب نیست

دیگر میان خاطره هامان ، از این به بعد
چیزی به اسم دلهره و اضطراب نیست

باور کن این خدا که خودش عاشقت کند
حتماً زیاد خشک و مقدس مآب نیست

پاشو بیا کمی بغلم کن ، ببوس، تا
باور کنم حضور تو ایندفعه خواب نیست

بیا تا ببوسمت تا همه ی شهر پر شود
این اتفاق هر چه که باشد سراب نیست

دنیا سر جدایی ما شرط بسته است
اما دعای شوم کسی مستجاب نیست

این مطلب با تشکر از مهدی عزیز

تقدیم میکنم به کسی که نمیدونم در خاطرش میمانم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

همچون روز روشن بر من هویداست
که شاید هیچگاه من در خاطرت نمانم
و من بی شک هر جا باشم
نشانی از تو دارم
که با تو بودن را برایم زنده می کند
تو می روی و من با لبخند بدرقه ات می کنم
من می مانم و کوله باری از احساس تنهایی
می مانم
باز هم مثل همیشه
اما می دانم
در تنهایی هم
با من هستی

این مطلب با تشکر از رضا

رضا جان مرسی از شعر زیبایت

           و من هم این شعر رو گذاشتم و تقدیمش می کنم به عزیزترینم


قلبم را تقديمت ميکنم
تا بداني بي رياترينم
اشکي براي اندوهت ميريزم
تا بداني پر احساس ترينم
شوق وصال حس غريبي است
برايت ترسيم ميکنم حس خوشبختي را
تا بداني خوشبخت ترينم
موجي از عشق را بر ساحل وجودت ميفرستم
تا بداني عاشق ترينم
و شعرم را تقديمت ميکنم
تا بداني که من ساده ترينم

تقدیم به دوست


کنار برکه ی دلم نشستم و نیامدی

دو باره در سکوت خود شکستم و نیامدی

       سوال کردم از خدا نشانه ی خانه ی تو را

                            سکوت کرد و در سکوت شکستم و نیامدی..

خیال تو ,,,,,,


خیال تو می ارزد به داشتنِ همه !
.
.
عشق یعنی آنجا که دهانها جسارت گفتن ندارند قلب ها می زنند زیر آواز !
.
.
تسبیحی بافته ام
نه از سنگ
نه از چوب
نه از مروارید
بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام تا برای شادمانیت دعا کنم !
.
.
اتفاقِ عشق بینِ من و توست ، نگران نباش ! هیچ اتفاقی اتفاقی نیست …
.
.
گفتم برایت میمیرم
تو خندیدی ولی من ، از همان روز تا کنون دیگر برای خودم زندگی نکردم …
.
.
وقتی سردم میشود کافیست حریر نازک خیالت را دور تا دور خودم بپیچم ؛ تا ابد گرم گرمم …
.
.
من از چشمان “تو” چیزی نمی خواهم به جز گاهی نگاهی …
.
.
پیش از تو همه را با معیارهایم می سنجیدم !
بعد از تو همه را با تو می سنجم حتی معیارهایم را …
.
.
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺗﺮﮐﺶ ﮐﻨﯽ !
.
.
تو برایم چون منشوری … در سفیدی خیالم بیا و خیالم را تجزیه کن ؛ رنگین کمان نگاهت خواهم شد !
.
.
چه با قاطعیت حکم میدهی که “حواست رو جمع کن” و من میمانم که چطور جمعش کنم وقتی تمامش پیش توست !
.
.
دلم میخواد فریاد بزنم بگم : من مترسک خاطرات تو نیستم ، درست مثل دیوانه ای که اصرار دارد بگوید : من دیوانه نیستم !
راستی ! گفته بودم ؟ “من دیوانه نیستم”
.
.
آغوش گرمم باش ؛ بگذار فراموش کنم لحظه هایی را که در سرمای بی کسی لرزیدم !
.
.
مرا حبس کن در آغوشت ؛ من برای حصار بازوان تو مجرم ترین زندانی ام !
.
.
بی خیالت که میشوم ، در کوچه های علی چپ دنبال دلم می گردم !
.
.
گرمایی بوده ام همیشه اما بین خودمان بماند ، سرمایی میشوم وقتی پای آغوش تو در میان باشد !
.
.
با فنجانی قهوه هم میتوان مست شد اگر کسی که باید باشد باشد !
.
.
ﮐﺎﺵ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎﺭﻭ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﻤﺘﻮ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﻦ !
.
.
خواستم هرچه را که بوی تو میداد بسوزانم ؛ جانم آتش گرفت !
.
.
می ترسم کسی نه خودت را ، که دوست داشتنت را از من بگیرد !
.
.
مهم نیست چقدر طول بکشد ، مهم این است که عشق واقعی همیشه ارزش انتظار را دارد !
.
.
عشق مثل پرواز است ، بالا رفتنش جسارت می خواهد ، بالا ماندنش لیاقت !
.
.
قندان خانه را پُر کردم از حرفهایت
تو که می دانی من چای را تلخ دوست ندارم
هوس فنجانی دیگر کرده ام ؛ کمی بیشتر بمان !
.
.
در خواب هم راحتم نمی گذاری ، بی خبر می آیی ، صدایم می کنی … تا چشم باز میکنم ، باز نیستی !
.
.
دستم را بگیر و مرا به دور دست هایی ببر که در دسترس هیچ دستی نباشم …

خیالَت راحَت !!!


قول داده اَم…

گاهـــی


هَر اَز گاهـــی

فانـــوس یادَت را


میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم

خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛


هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره

میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم


اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد…

خیالَت راحَت !

دلیل رفتن


سخته وقتی میدونی سختیا با بودن یکی دیگه , دیگه سختی نیست و اون نیست .


رفت.....

خیلی راحت رفت

صدای قلبمم نشنید صدای خورد شدنشو

شایدم چون برگای پاییزی زیر پاش بود

صدا رو نشنید شاید دلیل نشنیدنش فریاد های من بود که میگفتم نرو

 

شاید چون…….

شاید…….

تو بگو دلیلشو دلیلی داری برای گفتن؟


برای رفتن .

برای شکستن یه احساس .

یه باوری که ترک برداشت…..

شاید ندونستن دلیلش برام بهتر باشه

 

شاید اگه بدونم دیگه منتظر نمونم که عقربه های ساعت بودنمو محکوم کنن منم میرم همونطور که از یادت رفتم میرم تا دیگه سنگینیه بغضامو تو گلوم تحمل نکنم تا اون همه خاطره رو به دوش نکشم .

شکستم زیر این خاطره ها

 

میرم تا با بستن پلکام

اون صورت پاکت بهم لبخند نزنه

میرم تا تو سکوتم

صدات تو گوشم نپیچه

میرم تا انبوه گلای رز تو گلدون اتاقم لمس دستاتو برام یاد اوری نکنن

خداحافظ

برای همیشه

تا ابد

چقدر سخته


چقدر سخته تو چشمای کسی که قلبتو بهش دادی و به جاش یه زخم همیشگی به دلت داده ، زل بزنی و به جای اینکه لبریز از نفرت بشی حس کنی هنوزم دیوونشی و دوستش داری ....

 

چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده .....

 

چقدر سخته که تو خیالاتت ساعت ها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی ....

 

چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوستش داری …

پست دوستان در قسمت نظرات

تو همونی که تو رویام تو رو من خواب می دیدم
تو چشات آسمون و آفتاب و مهتاب می دیدم
زلفاتو شب می خره تا توی اون لونه کنه
مث من صد تا دلو عاشق و دیوونه کنه

تو اونی ، همونی

از تو قلک چشات
سکه های رنگارنگ
می ریزه روی هوا
با صدای خنده هات
می شه از ستاره پر
آسمون رو سیا

تو اونی ، همونی

تو همونی ، اگه شب قصه بگی
چشم بی خوابمو پر خواب می کنی
تو همونی ، اگه با من بمونی
منو از آرزو سیراب می کنی

تو اونی ، همونی

از تو قلک چشات
سکه های رنگارنگ
می ریزه روی هوا
با صدای خنده هات
می شه از ستاره پر
آسمون رو سیا

تو اونی ، همونی

آدمها

 

آدمــــــا مثـلِ عكســـا هسـتـــن

زیـــــــادی كـــه بـــزرگــشـــون كنـــی ،

كیــفیـتــشــون میــاد پــایـیـن . . . !


کمک


سلام دوستان

میشه هرکی میتونه کمکم منه

ممنون میشم


ادامه نوشته

عشق واقعی


"‏هــر وقـــت يه دختـــــر از روي ســـادگيـــش چــــشماشو بستـــــ

و...............

و تو به جاي لبــــش,

پيــــشونــــيش رو بوسيدي

اونوقت بيا بشين راجع به عشــــق و عاشقـــي حـــــرف بزن !‏"

اصل دوست داشتن

"‏البته که دوستت دارم احمق جان .

ولی آزارت می دهم.

دلیلش هم صاف و ساده این است که دوستت دارم.

این را می فهمی ؟!

آدم کسانی را که به آنها بی تفاوت است آزار نمی دهد.‏"

تقدیم به بهترین دوستم

هرگز عشقی چنین پرشور نداشته ام.

عشقی که تنها هنر من،

هنر کلام،

در برابر آن بی رنگ می شود و لُنگ مي اندازد.

گرچه با وجود اين، بهترين شعرهايم نام تو را دارند.


چه پيش آمده است؟ آيا در اين هنر ورزيده شده ام تا بتوانم آخرين شاهكار خود را هم به پای تو بريزم؟

نمی دانم. هرچه هست اين است كه خيالت لحظه ای آرامم نمی گذارد. مثل درختی كه به سوی آفتاب قد می كشد همه وجودم دستی شده است و همه دستم خواهشی.

خواهش تو...

تو را خواستن و تو را طلب كردن.

الهام آفرين، كلام آفرين و شادی آفرين.

گرگ

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!
---------------
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ
---------------
زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
---------------
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
---------------
وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
---------------

هر که گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک
---------------

وآنکه از گرگش خورد هردم شکست

گرچه انسان می نماید گرگ هست

---------------

وآن که با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند
---------------

در جوانی جان گرگت را بگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
---------------

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر
---------------

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند
---------------

اینکه انسان هست این سان دردمند

گرگ ها فرمانروایی می کنند
---------------

وآن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنایان هم اند
---------------

گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب؟.

کودکی


"‏کاش در کودکی می ماندیم جایی که تنها تلخی زندگی ما شربت تبمان بود ...!!‏"


عشق يعني وقتي حتي از دستش ناراحتي هم هواشو داشته باشي...♥


برو

گاهی وقتا توی رابطه ها نیازی نیست طرفت بهت بگه :

                   بـــــــــــــرو !

همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره ...

همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی...

همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه...

همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه و همین که حضور دیگران توی زندگیش پر رنگ تر از بودن تو باشه ...

هزار بار سنگین تر از کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه!!!
پس برو قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی
...!

کف پا


"‏مهم نیست کف پاتو شستی یا نشستی

مهم نیست کف پات نرمه یا زبر

اما این مهـمـــــــ اینه...

که وقتی از زندگی کسی رد می شی ؛

رد پای قشنگی از خودت به یادگار بگذاری...