از یک عالم پرسیدن

 عشق چیه؟
   گفت برو به باغ پر گل و قشنگترین گل رو واسم بیار فقط یادت باشه مسیری که  میری حق نداری برگردی و اگه گل قبلی

 قشنگتر بود اونو برداری هر چی هست با یک انتخاب و بدون برگشت به عقب

 طرف رفت و بدون گل اومد گفت چی شد 

 جواب داد هرچی به جلو می رفتم یکی قشنگتر می دیدم بالاخره به ته باغ رسیدم و  بی نصیب

 گفت عالم

 ازدواج چیه

 گفت به همون باغ برو بزرگترین درخت رو بکن بیار

 رفت و با یک درخت برگشت

 عالم پرسید این بزرگترین درخت بود ؟

 گفت نمی دونم ولی ترسیدم بازم بی نصیب بمونم واسه همین اولین درختو کندم و  آوردم