دروغ لطیف
او تمام مدت همين حرف را مي زند اه من هميشه حقيقت را در حرف هايش گم مي كنم
سر به شانه ي خسته ام مي سايد
قلبش را پيشكش مي كند به ستاره هاي چشمانم
و اهسته با عشق مي گويد
دوستت دارم
و شانه هايم ناگاه تهي مي شوند
وقتي كه شانه هايش تكيه گاه دگري است
و او باز اهسته مي گويد
دوستت دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۸ ساعت 17:22 توسط بهار
|
سلام